0

بی حساب نیکی کن! داستان کوک چهارم!

بی حساب نیکی کن داستان کوک چهارم

توی این مقاله میخوام یه داستان جالب برات تعریف کنم این داستان برای خودم هم جالب بود گفتم بهتره تو هم بشنویش! میگن که یه روز بعد کلاس شرح مثنوی علامه جعفری رو میکنه به شاگردانش و میگه : من به این جمع بندی رسیدم که رسالت همه پیامبرها در یک جمله خلاصه میشه و اون هم کوک چهارمه! شاگردهای علامه با تعجبش ازش سوال میکنن که کوک چهارم یعنی چی ؟ علامه در ادامه به این داستان اشاره میکنه و میگه:

یه روز یه نفر کفشش رو برای تعمیر به یه کفاش میده کفاش اون کفش رو بررسی میکنه میگه این کفش برای تعمیر شدن نیاز به سه تا کوک داره و قیمت هر کدوم از کوک ها هم فلان قدره اون مشتری قبول میکنه و هزینه تعمیر کفش رو پرداخت میکنه و میره تا چند ساعت دیگه بیاد کفشش رو تحویل بگیره

کفاش شروع میکنه به دوختن و کوک زدن کفش و کار کفش رو به اتمام میرسونه اما زمانی که میخواد کفش رو یه بررسی نهایی کنه متوجه میشه اگه یه کوک دیگه به این کفش زده بشه اون کفش مدت زمان بیشتری برای صاحبش کار میکنه و اینجاست که کفاش بین یه دو راهی گیر میکنه!

از طرفی چون از قبل هزینه کفش رو گرفته نمیتونه هزینه اضافه ای بگیره و از طرف دیگه هم اگر اون کوک چهارم زده بشه اون کفش خیلی بهتر از قبل میشه به این دو راهی میگن دوراهی نفع و اخلاق! در این حالت اگر کفاش کوک چهارم رو نزنه هیچ کار اشتباهی انجام نداده اما اگر کوک چهارم رو بزنه به رسالت انبیا عمل کرده!

داستان رو خوندی ؟ داستان جالبی بود نه ؟ شنیدن این داستان ما رو به فکر فرو میبره! علامه بعد از گفتن این داستان به حاضرین میگه که دنیا پر از فرصت های کوک چهارمه! به نظرت این یعنی چی ؟

کوک چهارم : نیکی کن!

کدوم از ماها زمانی که میخوایم خوبی کنیم یا یه کاری رو در حق دیگران انجام بدیم چرتکه نمیندازیم ؟ اکثرمون میگیم اگر من فلان کار رو برای فلانی بکنم در عوض چه به من میرسه ؟ یا اگر من فلان کارو انجام بدم اون چه کاری برای من انجام میده!

اکثرمون این طوری هستیم دیگه ! همیشه دوست داریم در قبال کاری که انجام میدیم یه چیزی دریافت کنیم و اصلا به این فکر نمیکنیم که شاید این کار نیکی که داریم انجام میدیم هیچ سودی برامون نداشته باشه اما ممکنه همین کار خیر یه نفر دیگه رو واقعاً خوشحال کنه و بتونه بهش کمک کنه!

بعضی هامون هم میگیم باشه! ما خوبی میکنیم ولی حتما اینکار رو جلو چشم طرف انجام میدیم تا اون کارمون رو ببینه و فکر نکنه که ما کاری باش انجام دادیم! این کار دیگه چه ارزشی برای ما میتونه داشته باشه؟ اگر قراره ما خوبی کنیم فرقی نمیکنه که توی خفا انجام بدیم یا جلوی جمع! مهم اینه که خودمون حس خوبی از اون کار بگیریم!

شاید موقع انجام کار خوب تو هم این حس رو تجربه کرده باشی وقتایی که یه کار نیکو انجام میدیم ببیشتر از این که طرف مقابل خوشحال بشه خودمون خوشحال میشیم چون احساس میکنیم مفید هستیم و از این احساس حس خوبی میگیریم

قطعا تویی که الان داری این متن رو میخونی موقعیت هایی زیادی برات به وجود میاد که میتونی بدون چشم داشتی اون کوکو چهارم رو بزنی و  به بقیه کمک کنی خواستم بهت بگم اگر همچین موقعیتی برات پیش اومد یاد حرف الان من بیفت و بدون در نظر گرفتن چیز دیگه ای کار نیکو رو انجام بده !

قطعا بعد از انجام دادن اون کار متوجه میشی که حالت خیلی بهتر شده و تصمیم میگیری بیشتر به دیگرانم کمکم کنی ! در واقع ما با کمک کردن به دیگران بیشتر به حال خودمون کمک میکنیم

حالا بهم بگو تو اگر جای اون کفاش بودی چیکار میکردی ؟ کوک چهارم رو میزدی یا نه ؟

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

استاد جواد میرزایی
هر آنچه می خواهی بدانی در دسترس توست , کافیست با من همراه شوی!

دیدگاهتان را بنویسید

بزودی.....