برای خودت انتخاب کن!

یه دوستی دارم، حدود ۱۰ سال پیش، به پیانو علاقمند شد. خیلی باهاش حال میکرد. تمام دنیاش شده بود موسیقی. درحدی تمرین میکرد که دستاش درد میگرفت. از خونه کمتر بیرون میرفت تا بیشتر ساز بزنه.
هیچی دیگه بعد چند ماه متوجه شد یه رشته ای تو گروه هنر وجود داره که میتونه انتخاب کنه و تو دانشگاه موسیقی بخونه. عادتش به پیانو زدن تبدیل به عِشق شده بود ولی مسئله ی مهم این بود که خانوادش، از پدر و مادر گرفته تا عمه و خاله و دایی، همشون مخافت می کردن. میگفتن این کارا چیه؟به جا این جنگولک بازیا برو یکی از رشته های تجربی رو بخون. پول تو این کاراست. بعدا که دکتری، پرستاری چیزی شدی، برو به موسیقیت برس (یعنی اونا میخواستن به جای دوستم براش انتخاب کنن) .
اون بنده خدام همیشه تا جاییکه که ممکن بود از خودش دفاع میکرد(چون عاشق چیزی بود که انتخاب کرده بود و به خودش و انتخابش احترام میزاشت). انقدر پافشاری کرد تا آخرش متوجه شدن که راهی به جز پذیرفتن و احترام گذاشتن به این انتخاب ندارن.
چندین سال از اون ماجرا گذشت. اون دوست ما تو این سالها انقدر خفن و قوی کار کرد، انقدر تلاش کرد و انقدر پا پس نکشید که الان یه استاد بزرگ موسیقیه و صاحب چند شعبه آموزشگاه! همونی که مجبور بود برای عملی کردن انتخابش زور بزنه، حالا برای خیلی از کسایی که میخوان این رشته رو یاد بگیرن انتخاب اول تو شهر خودشه.اطرافیانش هم متوجه شدن که واقعا پای حرفش بوده والان موفق شده.
اما بچه ها این که انتخاب اول خیلی ها شده و برای این که آدمها به تصمیمات و انتخاب هاش ایمان بیارن، بها داده.
میدونی بهاش چی بوده؟
انتخاب کردن به تنهایی ارزشی نداره. پای انتخابت بمونی و کاری کنی که توی انتخابت بهترین بشی، ارزشمنده. یه روزایی سخت بوده براش باهمه جنگیدن، یه شبایی سخت بوده براش هزینه های کلاس ها رو دادن، یه دوره ای جونش در اومده برای قبولی تو کنکور هنر، ولی عوضش الان، سراسرِ وجودش افتخاره و عزت.
این داستان رو گفتم که بدونی هیچ وقت نزاری کسی به جای تو انتخاب کنه. توانسانی و قابلیت تغییر خیلی چیزها رو تو مسیرت داری. پس باید خودت برای خودت تصمیم بگیری ومهم تر از اون تا میتونی از تصمیمت حمایت کنی چون ته این ماجرا تو رو به آدمی تبدیل می کنه که تو رشته ی خودش، مهارت خودش، راه خودش، میشه انتخاب اول و آخر آدما.
یه دوستی دارم، حدود ۱۰ سال پیش، به پیانو علاقمند شد. خیلی باهاش حال میکرد. تمام دنیاش شده بود موسیقی. درحدی تمرین میکرد که دستاش درد میگرفت. از خونه کمتر بیرون میرفت تا بیشتر ساز بزنه.
هیچی دیگه بعد چند ماه متوجه شد یه رشته ای تو گروه هنر وجود داره که میتونه انتخاب کنه و تو دانشگاه موسیقی بخونه. عادتش به پیانو زدن تبدیل به عِشق شده بود ولی مسئله ی مهم این بود که خانوادش، از پدر و مادر گرفته تا عمه و خاله و دایی، همشون مخافت می کردن. میگفتن این کارا چیه؟به جا این جنگولک بازیا برو یکی از رشته های تجربی رو بخون. پول تو این کاراست. بعدا که دکتری، پرستاری چیزی شدی، برو به موسیقیت برس (یعنی اونا میخواستن به جای دوستم براش انتخاب کنن) .
اون بنده خدام همیشه تا جاییکه که ممکن بود از خودش دفاع میکرد(چون عاشق چیزی بود که انتخاب کرده بود و به خودش و انتخابش احترام میزاشت). انقدر پافشاری کرد تا آخرش متوجه شدن که راهی به جز پذیرفتن و احترام گذاشتن به این انتخاب ندارن.
چندین سال از اون ماجرا گذشت. اون دوست ما تو این سالها انقدر خفن و قوی کار کرد، انقدر تلاش کرد و انقدر پا پس نکشید که الان یه استاد بزرگ موسیقیه و صاحب چند شعبه آموزشگاه! همونی که مجبور بود برای عملی کردن انتخابش زور بزنه، حالا برای خیلی از کسایی که میخوان این رشته رو یاد بگیرن انتخاب اول تو شهر خودشه.اطرافیانش هم متوجه شدن که واقعا پای حرفش بوده والان موفق شده.
اما بچه ها این که انتخاب اول خیلی ها شده و برای این که آدمها به تصمیمات و انتخاب هاش ایمان بیارن، بها داده.
میدونی بهاش چی بوده؟
انتخاب کردن به تنهایی ارزشی نداره. پای انتخابت بمونی و کاری کنی که توی انتخابت بهترین بشی، ارزشمنده. یه روزایی سخت بوده براش باهمه جنگیدن، یه شبایی سخت بوده براش هزینه های کلاس ها رو دادن، یه دوره ای جونش در اومده برای قبولی تو کنکور هنر، ولی عوضش الان، سراسرِ وجودش افتخاره و عزت.
این داستان رو گفتم که بدونی هیچ وقت نزاری کسی به جای تو انتخاب کنه. توانسانی و قابلیت تغییر خیلی چیزها رو تو مسیرت داری. پس باید خودت برای خودت تصمیم بگیری ومهم تر از اون تا میتونی از تصمیمت حمایت کنی چون ته این ماجرا تو رو به آدمی تبدیل می کنه که تو رشته ی خودش، مهارت خودش، راه خودش، میشه انتخاب اول و آخر آدما.
هرگز، هرگز، هرگز اجازه نده که انتخاب دوم یا آخر کسی باشی. تو با ارزش تر از اون هستی که اجازه بدی انتخابت کنن.
اونی که نمیتونه مسیر خودش رو انتخاب کنه، کیه که بهش اعتماد کنه؟ کسی میتونه جایگاه انتخاب اول بودن رو به دست بیاره که که خودش قدرت انتخاب کردن رو داشته باشه.
میخوای ۱۰ سال دیگه اون آدمه تو باشی؟ بسم الله! الان شروع کن.برام از انتخاب هات بنویس. از سختی های جلوی پات بنویس. همه رو میخونم. دلم پیشته رفیق



